خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای روح روان تند مرو وامش رویداخلقی ز پیت واله و سرگشته و شیدا
۲
ای یوسف حسن از رخ خود پرده میندازاز بیم حسودان، فیکیدوا لک کیدا
۳
صبح ازل از مشرق روی تو نمایانشام ابد از مغرب موی تو هویدا
۴
بی روت بود صبح من از شام سیه تروز ناله ام افتاده صدی العشق بصیدا
صفحهٔ ۱ از ۲