خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من ز مجنون و تو در حسن سبق برده ز لیلیدل من سینۀ سینا، رخ تو طور تجلی
۲
هر که را روی بیاریّ و نگاری بکناریجز بدامان تو ما را نبود دست تولی
۳
نالم از سرزنش حاشیۀ بزم تو؟ حاشاکنم از تازه حریفان تو گاهی گله؟ کلا
۴
گرچه دوریم ولی مست می شوق حضوریمعارفان را نبود جز بتو هم از تو تسلی
صفحهٔ ۱ از ۲