شعر را زندگی کن
خلوتی با غروی اصفهانی

شمارهٔ ۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که ز خوبی نصیب یافته حد نصابدری و یاقوت لب، سیم بر، وزر نقاب
۲
ای که بمعمورۀ حسن، تو فرماندهیلشگر عشق تو کرد کشور دل را خراب
۳
حسرت روی تو دادد هستی ما را ببادوز غم تو دل گداخت، شد جگر از غصه آب
۴
طرۀ طرّار تو روز مرا کرده تارنرگس بیمار تو برده شب از دیده خواب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth