خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تبارک الله از آن طلعت چو ماه و تعالینه ماه را است چنین غره و نه این قد و بالا
۲
ندیده در افق اعتدال دیدۀ گردونکوجهه قمراً او کحاجبیه هلالا
۳
جمال چهرۀ خورشید از ان شعاع جبینستو حیث قابله البدر فاستنم کمالا
۴
زند عقیق لبش طعنه ها بلعل بدخشانسبق برد دُر دندان او ز لؤلؤ لالا
صفحهٔ ۱ از ۳