خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از تو بیداد وز من ناله و فریاد خوش استچهچه از بلبل و از گل همه بیداد خوش است
۲
حسن لیلی بی سرگشتگی مجنون استشور شیرین و فداکاری فرهاد خوش است
۳
بندۀ شیفتۀ روی تو را آزادی استعشق در تربیت بنده و آزاد خوش است
۴
شعلۀ روی تو در خرمن دل آتش زدحاصل عمر اگر شد همه بر باد خوش است
صفحهٔ ۱ از ۲