شعر را زندگی کن
خلوتی با غروی اصفهانی

شمارهٔ ۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما را به جهان جز به تو کاری نبودجز بر کرمت امیدواری نبود
۲
بیتابی عاشق بود از قلب سلیمزیرا که سلیم را قراری نبود
۳
مست تو بجز دم ز انا الحق نزنددر خاطرش اندیشۀ داری نبود
۴
دل نخلۀ طور است چه غوغا کو راجز سر انا الحق برو باری نبود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth