خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن یار لاله رو گر ما را نمی نوازدسهلست، از چه ما را چون شمع می گدازد
۲
دل آب شد ز هجرش دیگر چسان بسوزدامید وصل او نیست تا با غمش بسازد
۳
عمریست در نیازم در پای سرو نازمتا کی نیاز آرم تا چند او بنازد
۴
غیر از نیازمندی از بندان نشایدجانا تو نازنینی ناز از تو می برازد
صفحهٔ ۱ از ۲