خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خسته ای را که دگر طاقت و قوت نبودگر تفقد نکنی شرط مروت نبود
۲
پدر پیر فلک را نبود مهر و وفاشفقت نیز مگر رسم ابوت نبود
۳
با فراق تو قرینم ز چه اندر همه عمرگر مرا با غم عشق تو اخوت نبود
۴
دلبرا هر که در این در به غلامی شده پیرگر شود رانده از این در ز فتوت نبود
صفحهٔ ۱ از ۲