خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاکفان حرمت قبلۀ اهل کرمندواقف از نکتۀ سر بستۀ لوح و قلمند
۲
خاکساران تو ماه فلک ملک حدوثجان نثاران تو شاه ملکوت قدمند
۳
خرقه پوشان تو تشریف ده شاهاننددُرد نوشان تو ائینه گر جام جمند
۴
بندگان تو ز زندان هوا آزادنددر کمند تو و آسوده ز هر بیش و کمند
صفحهٔ ۱ از ۳