خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۱۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من به ناخن غم سینه میخراشمفی المثل چه فرهاد کوه میتراشم
۲
خاکساری تو کرده فرش راهمغمگساری تو صاحب فراشم
۳
گر ز دست جورت نالهای بر آرمبر سر جهانی خاک غم بپاشم
۴
دور باش غیرت رانده آن چنانمکز ره خیالت نیز دور باشم
صفحهٔ ۱ از ۲