شعر را زندگی کن
خلوتی با غروی اصفهانی

شمارهٔ ۱۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رموز عشق تا با ما نیامیزی نیاموزیکه گوهر تا خزف از کف نیندازی نیندوزی
۲
شهود شاهد هستی نمی شاید ز هر پستیکه شمع جمع را تا قد نیفرازی نیفروزی
۳
اگر با شمع رخسارش بسازی همچو پروانهبقربانی بسوزی تا نمی سازی نمی سوزی
۴
ندارد جام جم بی می نمایشهای گوناگوننه هم بی بادۀ صافی صفائی باد نوروزی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth