شعر را زندگی کن
خلوتی با غروی اصفهانی

شمارهٔ ۱۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در کوی عشق کوهی کمتر بود ز کاهیجز عاشقان نیابند این نکته را کماهی
۲
گر ابر، تیر بارد شوریده سر نخاردکاندیشه کس ندارد از رحمت الهی
۳
پای از طلب کشیدن آئین عاشقی نیستدر وادی فنا رو ای انکه مرد راهی
۴
خودخواهی ار بپرسی نوعی ز بت پرستیستدر کیش عشق نبود بدتر از این گناهی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth