شعر را زندگی کن
خلوتی با ایرج میرزا

شمارهٔ ۱۲ - شکوۀ دوستانه از ملک الشّعرایِ بهار

قصیده‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ملکا با تو دگر دوستیِ ما نشودبعد اگر شد شده است ، امّا حالا نشود
۲
بنشسته است غباری ز تو در خاطر منکه بدین زودی از خاطر من پا نشود
۳
دلم از طیبت پررَیبَتِ تو سخت گرفتتا شکایت نکنم از تو دلم وا نشود
۴
خواهی ار رفع کدورت شود از خاطر منعذر خواهی بکن البّته وَاِلّا نشود
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth