خلوتی با ایرج میرزا
شمارهٔ ۶
غزلها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشسته بودم و دیدم ز در بشیر آمدکه «خیز و جان و دل آماده کن، امیر آمد»
۲
امیرِ مملکتِ حُسن با چنان حشمتچه خواب دید که سر وقتِ این فقیر آمد؟
۳
چو دید از غمِ هجرانش سخت دلگیرمبه دلنوازیِ این پیرِ گوشه گیر آمد
۴
نمانده بود مرا طاقتِ جدایی اوبه موقع آمد و نیک آمد و هُژیر آمد
صفحهٔ ۱ از ۲