→ ایرج میرزاایرج میرزا
ایرج میرزا
غزلها
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱قمر آن نیست که عاشق بَرَد از یاد او را←شمارهٔ ۲روزگار آسوده دارد، مردم آزاده را←شمارهٔ ۳خرِ عیسی است که از هر هنری باخبر است←شمارهٔ ۴خواهم که دهم جان به تو، میلِ دلم اینست←شمارهٔ ۵طرب افسرده کند دل، چو ز حدّ در گذرد←شمارهٔ ۶نشسته بودم و دیدم ز در بشیر آمد←شمارهٔ ۷شکر خدا را که بخت هادیم آمد←شمارهٔ ۸چون خورم می، در سرم سودایِ یار آید پدید←شمارهٔ ۹یاد کردند مرا باز به گلدانِ دگر←شمارهٔ ۱۰به دست جام شراب و به گوش نغمۀ ساز←شمارهٔ ۱۱تا بر سر است سایهٔ شهزاده ایرجم←شمارهٔ ۱۲پیرم و آرزویِ وصلِ جوانان دارم←شمارهٔ ۱۳ز یاران آن قَدر بد دیدهام کز یار میترسم←شمارهٔ ۱۴ما خریدیم به جان عشق تو نی با زر و سیم←شمارهٔ ۱۵آزردهام از آن بُتِ بسیار ناز کُن←شمارهٔ ۱۶باز روز آمد به پایان، شامِ دلگیر است و من←