خلوتی با ایرج میرزا
شمارهٔ ۲۵ - ماکیان و شیر
قطعهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در بُن یک بیشه ماکیانی هر روزبیضه نهادی و بردی آن را یک کُرد
۲
بس که ز راه آمد و ندید به جا تخمخاطرش از دستبرد کُرد بیازرد
۳
بود در آن بیشه پادشاه یکی شیرداوری از کُرد پیش شیر همی بُرد
۴
داد بدو پاسخی چنین که ببایدپاسخ شاهانهاش به حافظه بسپرد
صفحهٔ ۱ از ۲