خلوتی با ایرج میرزا
شمارهٔ ۲۶ - بقای انسب
قطعهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قصّه شنیدم که بوالعَلا به همه عمرلَحم نخورد و ذَوات لَحم نیازرد
۲
در مرض موت با اجازهٔ دستورخادم او جوجهبا به محضر او برد
۳
خواجه چو آن طیر کشته دید برابراشک تَحَسُر ز هر دو دیده بیفشرد
۴
گفت چرا ماکیان شدی نشدی شیر؟تا نتواند کَسَت به خون کشد و خورد
صفحهٔ ۱ از ۲