شعر را زندگی کن
خلوتی با حسین خوارزمی

شمارهٔ ۱۷۲

غزلیات، قصاید و قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاری که ز جان دوسترش داشته بودموندر دل و جان تخم غمش کاشته بودم
۲
وز بندگی آن شه خوبان زمانهصد رایت اقبال برافراشته بودم
۳
از بهر شرف خاک قدمهاش چو سرمهدر چشم جهان بین خود انباشته بودم
۴
دامن ز جهان و بر دامان هوایشاز دست دل غمزده نگذاشته بودم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth