خلوتی با عارف قزوینی
شمارهٔ ۱۱ - گیسوی نگار
غزلها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می از اندازه فزونش بده ای ساقی بزمتا خراب افتد و ما دست به کاری بزنیم
۲
شب اگر دست به گیسوی نگاری بزنیمره صد قافله دل در شب تاری بزنیم
۳
سختها سست شود در گه همدستی ماهمه همدست اگر دست به کاری بزنیم
۴
شیر گیریم و تهمتن تن و مرد افکن و مستهمتی تا که در این شرزه شکاری بزنیم
صفحهٔ ۱ از ۲