شعر را زندگی کن
خلوتی با عارف قزوینی

شمارهٔ ۲۱ - غم چشم

غزل‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به رغم چشم تو بی‌پا من از شراب شدمخدا خراب کند خانه‌ات خراب شدم
۲
فروخت خرقه و شیخ آب آتشین می‌خواستمیان میکده من از خجالت آب شدم
۳
ز دست هجر تو لبریزِ گریه‌ام چه کنمز پای تا سر و سر تا به پا سحاب شدم
۴
چو ماه روی تو از ابر زلف بیرون شدقسم به موی تو بیزار ز آفتاب شدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth