شعر را زندگی کن
خلوتی با عارف قزوینی

شمارهٔ ۸۸ - دیشب به یاد روی تو ای رشک آفتاب

غزل‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیشب به یاد روی تو ای رشک آفتابشُستم ز سیلِ اشک من از دیده نقشِ خواب
۲
تا صبحدم که جیب افق چاک زد شفقصد رنگ ریخت دل به خیال رُخَت بر آب
۳
بنشسته‌ام میانهٔ سیلابِ خون که گربینی گمان بری که حبابی است روی آب
۴
شد مست دل ز غمزه‌ات آن سان که مستی‌اشافزون بُوَد ز نشئهٔ یک خُم شرابِ ناب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth