شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۵۶ - حکایت آن مهمان کی زن خداوند خانه گفت کی باران فرو گرفت و مهمان در گردن ما ماند

دفتر پنجم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن یکی را بیگهان آمد قنقساخت او را هم‌چو طوق اندر عنق
۲
خوان کشید او را کرامتها نمودآن شب اندر کوی ایشان سور بود
۳
مرد زن را گفت پنهانی سخنکه امشب ای خاتون دو جامه خواب کن
۴
پستر ما را بگستر سوی دربهر مهمان گستر آن سوی دگر
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth