شعر را زندگی کن
خلوتی با ملا مسیح

بخش ۷۸ - انداختن اندرجت کمند را که برمها داده بود

رام و سیتا

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کمندی داشت اندرجت عدو گیرکه چون حق نمک گشتی گلوگیر
۲
دهان مار بود آن حلقه پر دردکه باد از وی نیارستی گذر کرد
۳
چو زلف ماهرویان یکجهان داممحبت برده گیرایی ازو وام
۴
خیالش گر به چشم اندر گذشتینگه را، دیده زندانخانه گشتی
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth