خلوتی با ملا مسیح
بخش ۷۸ - انداختن اندرجت کمند را که برمها داده بود
رام و سیتا
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کمندی داشت اندرجت عدو گیرکه چون حق نمک گشتی گلوگیر
۲
دهان مار بود آن حلقه پر دردکه باد از وی نیارستی گذر کرد
۳
چو زلف ماهرویان یکجهان داممحبت برده گیرایی ازو وام
۴
خیالش گر به چشم اندر گذشتینگه را، دیده زندانخانه گشتی
صفحهٔ ۱ از ۷