خلوتی با ملا مسیح
بخش ۱۰۹ - رفتن لچمن در شهر بفرمودهٔ رام و دیدن او گازر را که با زن در جنگ بود و باز آمدن لچمن گفتن تمام ماجرا را
رام و سیتا
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قضا را گازری با عقل و فرهنگدر آن شب با زن خود بود در جنگ
۲
صفا دل گا زری پاکیزه دامنکه شب را شسته کردی روز روشن
۳
سیه نامه به دستش گر گذشتیچنان شستی که کاغذ تر نگشتی
۴
به علم شست و شو زانگونه آگاهکه بز دودی کلف از عارض ماه
صفحهٔ ۱ از ۸