شعر را زندگی کن
خلوتی با سلطان ولد

بخش ۵۰ - در بیان آنکه اگر سرمعنی را چنانکه هست ولی خدابیان کند و بنماید آسمان و زمین نماند زیرا که جماداند حکم برف و یخ را دارند سر ولی که آفتاب قیامت است چون ظاهر گردد جمادات بگدازند و آب شوند و محو گردند همچون چراغی که در خانۀ تاریک درآید ظلمت خانه را چون لقمه‌ای بخورد و نیست گرداند و محو کند

ولدنامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شرح این را اگر کنم بزبانآنچنان کو نبشت در دل و جان
۲
آسمان و زمین ز هم بدردهر دو را جان چو لقمه ‌ ای بخور
۳
همه هستی فنا شود در حالهمچنان کز جواب راست سؤال
۴
نی زبان ماند و نه قیل و نه قالنی صور ماند و نه نقش و خیال
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth