خلوتی با سلطان ولد
بخش ۷۵ - در بیان آنکه جانها تا در عالم معنی پنهان بودند زشت از خوب ظاهر نمیشد حق تعالی ارواح را در قوالب و اشباح فرستاد تا خوب از زشت پیدا گشت که اَلسَّعیدُ مَنْ سَعِدَ فی بَطْنِ اُمِّهِ وَ الشَّقی مَن شَقی فی بَطْنِ اُمِّهِ. و در تقریر آن که چون شاگرد از استاد اندک آموزد هرگز اوستاد بدو فخر نکند بلکه از وجود او ننگ دارد ولیکن از آن شاگردی که صنعتش را عظیم آموخته باشد، و در حقیقت فخر کردن از او فخر کردن از خود باشد از آن رو میفرماید پیغمبر علیه السلام که اَلفَقْرُ فَخْری.
ولدنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان ها را خدای بی همتامختلف آفرید در مبدا
۲
بود در بطن ام یکی نیکوبود یک عکس آن بدو بدخو
۳
از ازل بود آن شقی کافراز قدم بود این تقی بافر
۴
جان علوی تقی از اول بودجان سفلی شقی از اول بود
صفحهٔ ۱ از ۱۹