خلوتی با مولانا
بخش ۲۵ - تمثیل مرد حریص نابیننده رزاقی حق را و خزاین و رحمت او را به موری کی در خرمنگاه بزرگ با دانهٔ گندم میکوشد و میجوشد و میلرزد و به تعجیل میکشد و سعت آن خرمن را نمیبیند
دفتر ششم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مور بر دانه بدان لرزان شودکه ز خرمنهای خوش اعمی بود
۲
میکشد آن دانه را با حرص و بیمکه نمیبیند چنان چاش کریم
۳
صاحب خرمن همیگوید که هیای ز کوری پیش تو معدوم شی
۴
تو ز خرمنهای ما آن دیدهایکه در آن دانه به جان پیچیدهای
صفحهٔ ۱ از ۱۰