خلوتی با مولانا
بخش ۸۹ - حکایت شب دزدان کی سلطان محمود شب در میان ایشان افتاد کی من یکیام از شما و بر احوال ایشان مطلع شدن الی آخره
دفتر ششم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب چو شه محمود برمیگشت فردبا گروهی قوم دزدان باز خورد
۲
پس بگفتندش کیی ای بوالوفاگفت شه من هم یکیام از شما
۳
آن یکی گفت ای گروه مکر کیشتا بگوید هر یکی فرهنگ خویش
۴
تا بگوید با حریفان در سمرکو چه دارد در جبلت از هنر
صفحهٔ ۱ از ۲۷