خلوتی با مولانا
بخش ۹۰ - قصهٔ آنک گاو بحری گوهر کاویان از قعر دریا بر آورد شب بر ساحل دریا نهد در درخش و تاب آن میچرد بازرگان از کمین برون آید چون گاو از گوهر دورتر رفته باشد بازرگان به لجم و گل تیره گوهر را بپوشاند و بر درخت گریزد الی آخر القصه و التقریب
دفتر ششم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گاو آبی گوهر از بحر آوردبنهد اندر مرج و گردش میچرد
۲
در شعاع نور گوهر گاو آبمیچرد از سنبل و سوسن شتاب
۳
زان فکندهٔ گاو آبی عنبرستکه غذااش نرگس و نیلوفرست
۴
هرکه باشد قوت او نور جلالچون نزاید از لبش سحر حلال
صفحهٔ ۱ از ۵