شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۹۴ - آمدن جعفر رضی الله عنه به گرفتن قلعه به تنهایی و مشورت کردن ملک آن قلعه در دفع او و گفتن آن وزیر ملک را کی زنهار تسلیم کن و از جهل تهور مکن کی این مرد میدست و از حق جمعیت عظیم دارد در جان خویش الی آخره

دفتر ششم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چونک جعفر رفت سوی قلعه‌ایقلعه پیش کام خشکش جرعه‌ای
۲
یک سواره تاخت تا قلعه بکرتا در قلعه ببستند از حذر
۳
زهره نه کس را که پیش آید به جنگاهل کشتی را چه زهره با نهنگ
۴
روی آورد آن ملک سوی وزیرکه چه چاره‌ست اندرین وقت ای مشیر
صفحهٔ ۱ از ۲۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth