خلوتی با مولانا
بخش ۹۶ - باخبر شدن آن غریب از وفات آن محتسب و استغفار او از اعتماد بر مخلوق و تعویل بر عطای مخلوق و یاد نعمتهای حق کردنش و انابت به حق از جرم خود ثُمَّ الَّذینَ کَفَروا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلونَ
دفتر ششم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون به هوش آمد بگفت ای کردگارمجرمم بودم به خلق اومیدوار
۲
گرچه خواجه بس سخاوت کرده بودهیچ آن کفو عطای تو نبود
۳
او کله بخشید و تو سر پر خرداو قبا بخشید و تو بالا و قد
۴
او زرم داد و تو دست زرشماراو ستورم داد و تو عقل سوار
صفحهٔ ۱ از ۲۴