خلوتی با مولانا
بخش ۹۸ - توزیع کردن پایمرد در جملهٔ شهر تبریز و جمع شدن اندک چیز و رفتن آن غریب به تربت محتسب به زیارت و این قصه را بر سر گور او گفتن به طریق نوحه الی آخره
دفتر ششم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
واقعهٔ آن وام او مشهور شدپای مرد از درد او رنجور شد
۲
از پی توزیع گرد شهر گشتاز طمع میگفت هر جا سرگذشت
۳
هیچ ناورد از ره کدیه به دستغیر صد دینار آن کدیهپرست
۴
پای مرد آمد بدو دستش گرفتشد بگور آن کریم بس شگفت
صفحهٔ ۱ از ۲۵