شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۰۴ - بیان استمداد عارف از سرچشمهٔ حیات ابدی و مستغنی شدن او از استمداد و اجتذاب از چشمه‌های آبهای بی‌وفا کی علامة ذالک التجافی عن دار الغرور کی آدمی چون بر مددهای آن چشمه‌ها اعتماد کند در طلب چشمهٔ باقی دایم سست شود کاریز درون جان تو می‌باید کز عاریه‌ها ترا دری نگشاید یک چشمهٔ آب از درون خانه به زان جویی که آن ز بیرون آید

دفتر ششم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حبذا کاریز اصل چیزهافارغت آرد ازین کاریزها
۲
تو ز صد ینبوع شربت می‌کشیهرچه زان صد کم شود کاهد خوشی
۳
چون بجوشید از درون چشمهٔ سنیز استراق چشمه‌ها گردی غنی
۴
قرةالعینت چو ز آب و گل بودراتبهٔ این قره درد دل بود
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth