شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۲۵ - مکرر کردن برادران پند دادن بزرگین را و تاب ناآوردن او آن پند را و در رمیدن او ازیشان شیدا و بی‌خود رفتن و خود را در بارگاه پادشاه انداختن بی‌دستوری خواستن لیک از فرط عشق و محبت نه از گستاخی و لاابالی الی آخره

دفتر ششم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن دو گفتندش که اندر جان ماهست پاسخ‌ها چو نجم اندر سما
۲
گر نگوییم آن نیاید راست نردور بگوییم آن دلت آید به درد
۳
هم‌چو چغزیم اندر آب از گفت الموز خموشی اختناقست و سقم
۴
گر نگوییم آتشی را نور نیستور بگوییم آن سخن دستور نیست
صفحهٔ ۱ از ۱۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth