شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۲۶ - مفتون شدن قاضی بر زن جوحی و در صندوق ماندن و نایب قاضی صندوق را خریدن باز سال دوم آمدن زن جوحی بر امید بازی پارینه و گفتن قاضی کی مرا آزاد کن و کسی دیگر را بجوی الی آخر القصه

دفتر ششم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جوحی هر سالی ز درویشی به فنرو بزن کردی کای دلخواه زن
۲
چون سلاحت هست رو صیدی بگیرتا بدوشانیم از صید تو شیر
۳
قوس ابرو تیر غمزه دام کیدبهر چه دادت خدا از بهر صید
۴
رو پی مرغی شگرفی دام نهدانه بنما لیک در خوردش مده
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth