خلوتی با مولانا
بخش ۱۲۸ - آمدن نایب قاضی میان بازار و خریداری کردن صندوق را از جوحی الی آخره
دفتر ششم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نایب آمد گفت صندوقت به چندگفت نهصد بیشتر زر میدهند
۲
من نمیآیم فروتر از هزارگر خریداری گشا کیسه بیار
۳
گفت شرمی دار ای کوتهنمدقیمت صندوق خود پیدا بود
۴
گفت بی رؤیت شری خود فاسدیستبیع ما زیر گلیم این راست نیست
صفحهٔ ۱ از ۵