خلوتی با مولانا
بخش ۱۲۷ - رفتن قاضی به خانهٔ زن جوحی و حلقه زدن جوحی به خشم بر در و گریختن قاضی در صندوقی الی آخره
دفتر ششم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مکر زن پایان ندارد رفت شبقاضی زیرک سوی زن بهر دب
۲
زن دو شمع و نقل مجلس راست کردگفت ما مستیم بی این آبخورد
۳
اندر آن دم جوحی آمد در بزدجست قاضی مهربی تا در خزد
۴
غیر صندوقی ندید او خلوتیرفت در صندوق از خوف آن فتی
صفحهٔ ۱ از ۱۲