خلوتی با مولانا
بخش ۱۳۳ - متوفی شدن بزرگین از شهزادگان و آمدن برادر میانین به جنازهٔ برادر کی آن کوچکین صاحبفراش بود از رنجوری و نواختن پادشاه میانین را تا او هم لنگ احسان شد ماند پیش پادشاه صد هزار از غنایم غیبی و غنی بدو رسید از دولت و نظر آن شاه مع تقریر بعضه
دفتر ششم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کوچکین رنجور بود و آن وسطبر جنازهٔ آن بزرگ آمد فقط
۲
شاه دیدش گفت قاصد کین کیستکه از آن بحرست و این هم ماهیست
۳
پس معرف گفت پور آن پدراین برادر زان برادر خردتر
۴
شه نوازیدش که هستی یادگارکرد او را هم بدان پرسش شکار
صفحهٔ ۱ از ۳۲