شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۳۴ - وسوسه‌ای کی پادشاه‌زاده را پیدا شد از سبب استغنایی و کشفی کی از شاه دل او را حاصل شده بود و قصد ناشکری و سرکشی می‌کرد شاه را از راه الهام و سر شاه را خبر شد دلش درد کرد روح او را زخمی زد چنانک صورت شاه را خبر نبود الی آخره

دفتر ششم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون مسلم گشت بی‌بیع و شریاز درون شاه در جانش جری
۲
قوت می‌خوردی ز نور جان شاهماه جانش هم‌چو از خورشید ماه
۳
راتبهٔ جانی ز شاه بی‌ندیددم به دم در جان مستش می‌رسید
۴
آن نه که ترسا و مشرک می‌خورندزان غذایی که ملایک می‌خورند
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth