شعر را زندگی کن
خلوتی با عین‌القضات همدانی

فصل ۱۱۵

لوایح

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آشنائی عاشق با معشوق محالست و طالب روشنائی در عالم عشق ضلال است هودج عز معشوق بر اوج قافلۀ قاف کبریاست و نشو ونمای عاشق در حضیض سفلی، نه او را حلول و نزول از عالم عزت جایز نه این را صعود و ترقی از حضیض حدوث ممکن:
۲
از عشق دلا کسی بجائی نرسدکو را ز وجود خود بلائی نرسد
۳
چون عشق بنزد عقل ملک ابدستملک ابدی بهر گدائی نرسد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth