شعر را زندگی کن
خلوتی با عین‌القضات همدانی

فصل ۱۶۲

لوایح

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در بدایت عشق عشق بلای عاشق بود چون مبردی وی را می‌ساید و از او می‌فرساید گاه او را در آتش بلا می‌اندازد و گاه او را هدف ناوک ولا می‌سازد و با او می‌گوید:
۲
جنگ سلطانیست اینجا تیرباران چشم دارکان عروسی‌ها بود کانجا شکر باران شود
۳
چون روزی چند دیگر برآید عاشق بلاخود شود خود را بر بالا برآرد تا هلاک شود و نامش ازدفتر وجود پاک شود و گوید:
۴
مَنْ ماتَ عِشْقاً فَلْیَمُتْ هکَذالاخَیْرَ فی عِشْقٍ بِلامَوتٍ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth