شعر را زندگی کن
خلوتی با محمد بن منور

حکایت شمارهٔ ۵

فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شیخ ابوسعید قدس اللّه روحه العزیز در طوس بود و شیخ چون برون می‌آمد استاد ابوبکر بوداع با شیخ بیرون آمد، شیخ او را هرچند باز می‌گردانید باز نمی‌گشت، شیخ گفت باز باید گشت. استاد گفت ای شیخ بی‌راه آوردی باز نخواهیم گشت گفت از راه تدبیر برخیز و بر راه تقدیر نشین.
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth