شعر را زندگی کن
خلوتی با نظامی

بخش ۱۱۲ - کشتن شیرویه خسرو را

خسرو و شیرین

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبی تاریک نور از ماه بردهفلک را غول‌وار از راه برده
۲
زمانه با هزاران دست‌، بی‌زورفلک با صد هزاران دیده‌، شبکور
۳
شهنشه پای را با بند زریننهاده بر دو سیمین ساق شیرین
۴
بت زنجیر‌موی از سیمگون دستبه زنجیر زرش بر مهره می‌بست
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth