خلوتی با نظامی
بخش ۱۱۳ - جان دادن شیرین در دخمه خسرو
خسرو و شیرین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو صبح از خواب نوشین سر برآوردهلاک جان شیرین بر سر آورد
۲
سیاهی از حبش کافور میبردشد اندر نیمهره کافوردان خرد
۳
ز قلعه زنگییی در ماه میدیدچو مه در قلعه شد زنگی بخندید
۴
بفرمودش به رسم شهریاریکیانی مهدی از عود قماری
صفحهٔ ۱ از ۳۲