خلوتی با قائم مقام فراهانی
شمارهٔ ۷۲ - به دوستی نوشته است
نامههای فارسی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مخدوم مهربان من: از آن زمان که رشته مراودت حضوری گسسته و شیشه شکیبائی از سنگ تفرقه و دوری شکسته، اکنون مدت دو سال افزون است که نه از آن طرف بریدی و سلامی و نه از این جانب قاصدی و پیامی.
۲
طایر مکاتبات را پر بسته و کلبه مراودات را دربسته.
۳
تو بگفتی که بجا آرم، گفتم که نیازیعهد و پیمان وفاداری و دلداری و یاری
۴
الحمدالله فراغتی داری، نه حضری و نه سفری، نه زحمتی و نه خوابی، نه برهم خوردگی و نه اضطرابی.
صفحهٔ ۱ از ۴