شعر را زندگی کن
خلوتی با قائم مقام فراهانی

شمارهٔ ۸۱ - خطاب به میرزا محمدعلی خان شیرازی

نامه‌های فارسی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مخدوم بنده. مولای من: رقعه خط شریف را زیارت کردم. مرا به سیر صفا و گلگشت باغ و صحرا دعوت فرموده بودید؛ جزای خیر بادت. لطف فرمودی، کرم کردی؛ ولیکن: الفت پیران آشفته را با جوانان آلفته بعینها صحبت سنگ و سبو است و حکایت بلبل و زاغ و دیوار باغ.
۲
بلی سزاوار حالت شما آن است که با جوانی چون خود شوخ و شنگ و اجلاف و قشنگ، دلجوی و حریف، خوش خوی و ظریف، به دیگران مگذارید باغ و صحرا را. نه با پیری پوسیده و شیخی افسرده و شاخی پژمرده و دلی غم دیده و جانی محنت رسیده که صحبتش سوهان روح است و بدنش از عهد نوح.
۳
خوب شما را چه افتاده که خزان به باغ برید و سموم به صحرا، این که حالا نوبت فصل بهار است و موسم باد صبا.
۴
در محفل خود راه مده همچو منی راافسرده دل افسرده کند انجمنی را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth