خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگذاشتم به هم بد و نیک زمانه راآزادهام، نه دام شناسم، نه دانه را
۲
سرمای سرد مهری گل بود در چمنآتش زدیم خار و خس آشیانه را
۳
کنج قفس به ایمنی او بهشت نیستبیدام دیدهایم ازین گوشه دانه را
۴
از حلقههای زلف تو داغم که میدهندانگشتر سلیمان انگشت شانه را
صفحهٔ ۱ از ۲