شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گل درین گلشن کجا دارد سر پروای ماخار هم از سرکشی کی می رود در پای ما
۲
گر به مستی آرزوی ابر و باران می‌کنمسنگ می‌بارد ز ابر پنبه بر مینای ما
۳
در شکست ما فراقت هیچ تقصیری نکردپُِرشکن مانند مکتوب است سرتاپای ما
۴
دیده بینائی بهای خاک راهت چون دهد؟آب دریا دیده کم قیمت بود کالای ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth