شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
که خریدی ز غم گردش دوران ما را؟دیده گر مفت نمی‌داد به طوفان ما را
۲
مفلس ار جنس خود ارزان نفروشد چه کند؟کم بها کرد تهی دستی دوران ما را
۳
اشک این گرسنه چشمان مزه دارد هرچنددهر بر خوان تهی ساخته مهمان ما را
۴
در چمن دیده ز نظارهٔ گل می‌پوشمتا نگیرد نمک آن لب خندان ما را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth