شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ز بالای تو طوطی در کنار آئینه راوز گل روی تو سامان بهار آئینه را
۲
صبح را رشگ رخت افکنده است از چشم خویشدیگر از خورشید ننهد در کنار آئینه را
۳
زلف دلبند تو چون حیران خود می‌بیندشبخشد از هر حلقه چشم سرمه‌دار آئینه را
۴
در طریقت دل به رنگ و بوی دادن ابلهی استکس نمی آراید از نقش و نگار آئینه را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth